
می نویسم اری من می نویسم
تا تو باور کنی
چقدر دوستت داشتمو دارم

دوستت دارم هنوزم





همه اعمالمان را قربانی کنیم
قرآن کریم پیرامون قربانی کردن و اسرار آن،
پیامها و نکته های ژرفی دارد که پاره ای از آن در ذیل آمده است:
حکمت انجام قربانی، تقرب و تعالی قربانیکننده و تقوای او به سوی خداست:
?لن ینالَ الله لحومُها ولا دماوُها ولکن یناله التقوی منکم؟
[1] . قربانی آنگاه مقبول است که با تقوا انجام گیرد و روح این عملْ تقوا باشد؛
زیرا بر اساس آیه شریفه ?إنّما یتقبّل الله من المتّقین؟
[2] همان طور که هیچ عملی بدون تقوا پذیرفته نیست،
عملی نیز که همراه تقوا بوده، لیکن
لیکن عامل آن در غیر این عمل، تقوای الهی را رعایت نمیکند،
اگرچه از وی پذیرفته است،
لیکن آن گونه که شایسته است بالا نمیرود؛
زیرا خداوند عملی را میپذیرد که همه شئون عامل آن خواه در این عمل،
خواه در اَعمال دیگر، بر پایه تقوا تنظیم شده باشد:
أفمن أسّس بُنیانه علی تقوی من الله ورضوانٍ خیر أم من أسّس بُنیانه علی شفا
جُرُفٍ هارٍ فانهار به فی نار جهنّم والله لا یهدی القوم الظّالمین؟
[3] .بنابراین، آنچه به خدا میرسد، باطن و روح عمل است.
قربانی نیز حقیقتی دارد به نام تقوا،
و قداست و تعالی قربانی از آنِ تقواست نه از آنِ گوشت و خون:
<< یناله التّقوی منکم؟
[4] ؛ چنانکه هیچیک از مناسک دیگر حج نیز به خدا نمیرسند،
مگر روح آنها که همان سرّ حج است.
کسی که جانش را فدای دوست،
یعنی خدای سبحان، کرد، او از منا و عرفات و… ارث میبرد،
زیرا هم زمین مال خداست و آن را به هر کس صلاح باشد ارث میدهد:
?إنّ الأرضَ لله یورثها مَن یشاء ؟ و هم زمینه کمال متعلق به اوست
و به هر کس بخواهد ارث میدهد.
از اینرو همه شهدا و راهیان راه امام، وارثان عرفات و مشعر و منایند؛



به سویت آمده ام
ای یگانه ی بی نیاز!
نام تو آرامش بخش جان خسته من است
پس می خوانمت با امید و انتظار...
ای نزدیک تر از من به من!
قلب مضطربم را دریاب
و یاریم کن
جز آنچه تو می خواهی ، نخواهم
یقین دارم مهربانیت را پایانی نیست
و من تسلیم خواست و رضای توام...
ای ابتدا و انتهای هستی!
راهی پیش پایم بگذار
که ابتدا و انتهایش تو باشی...

نمی دانی چه شوری در سرم بود
نمی دانی چه شوقی در پرم بود
نمی دانی چه بودم آن زمان ها
کجا روز جدایی تو در سرم بود
برای تو...
برای تو می نویسم...برای تویی که تنهایی هایم پر از یاد توست.
برای تویی که قلبم منزلگه عشق توست... برای تویی که احساسم
از ان وجود نازنین توست...برای تویی که تمام هستیم
در عشق تو غرق شد.
برای تویی که چشمانم همیشه به راه تو دوخته است.
برای تویی که هر لحظه دوریت برایم مثل یک قرن است.
برای تویی که سکوتت سخت ترین شکنجه ی من است.
برای تویی که در عشق قلبت چه بی باک است.
برای تویی که عشقت معنای بودنت است.
برای تویی که غم هایت معتای سوختنم است.
برای تویی که ارزوهایت ارزویم است.









.gif)







